X
تبلیغات
امر به معرف و نهی از منکر



کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد / برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله راعوض کن / آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد

یا صاحب الزمان


از “یا حسینتا با حسینفرسنگها فاصله است

کوفیان نیز ” یا حسینگفتند ولی ” با حسین ” نماندند .


برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است

یوسف یازده برادر داشت وحسین (ع ) ، تنها عباس (ع) را .




امر به معرف ونهی از منکر از نگاه مقام معظم رهبری


یک. وجوب امر به معروف و
نهی از منکر

همه، امر به معروف و نهی از منکر کنند. نهی از منکر کنید. این، واجب است. این، مسئولیت شرعی شماست. امروز، مسئولیت انقلابی و سیاسی شما هم هست.
امر
به معروف و نهی از منکر با رعایت شرایط آن یک تکلیف شرعی عمومی برای حفظ احکام اسلامی و سلامت جامعه است.
اگر
موضوع و شرایط امر به معروف و نهی از منکر محقق باشد، تکلیف شرعی و وظیفه واجب اجتماعی و انسانی همه مکلفین است و حالتهای مختلف در آن تأثیر ندارد.
جوانان
در محیط خودشان، امر به معروف و نهی از منکر کنند، چرا این واجب در جامعه اسلامی هنوز اقامه نشده است




امر به معرف ونهی از منکر

 

معروف و منکرمعروف در لغت، به معنای شناخته شده و منکر به معنای ناشناخته و نادانسته آمده است. امّا در اصطلاح معروف به کار و حالتی گفته می شود که خوب بودن آن از نظر شرع و یا عقل به اثبات رسیده باشد، و منکر کاری است که از نظر شرع یا عقل، زشت و ناپسند تشخیص داده شود. در واقع، معروف کاری است که انجام آن ترجیح داشته باشد و منکر کاری است که انجام ندادن آن بهتر است.
تفاوت امر به معروف و نهی از منکر با ارشاد و نصیحت
گاهی امر به معروف و نهی از منکر، با ارشاد و نصیحت به یک معنی می آید؛ ولی واقعیت آن است که نصیحت و ارشاد، بیشتر جنبه دلسوزی و اندرز و تعلیم و موعظه دارد و همراه با وفق و مداراست، ولی امر به معروف و نهی از منکر به صورت تکلیف و دستوری از سوی شرع مقدس است.اهمیت امر به معروف و نهی از منکر پیامبر خدا در بیان اهمیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: «امتم همواره در خیر و نیکی خواهند بود، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر و تعاون بر نیکی کنند؛ ولی اگر چنین نکنند، برکات از آن ها گرفته، بعضی از آن ها بر بعضی دیگر مسلط می شوند؛ در حالی که نه در زمین و نه در آسمان یار و یاوری ندارند
امیر بیان علی (علیه السلام) نیز در اهمیت این موضوع می فرمایند: «تمام اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون قطره ای است در مقابل دریایی پهناور». ایشان در بیان دیگری می فرمایند: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید؛ زیرا در آن صورت، اشرار و ستمگران بر شما مسلط خواهند شد. آن گاه هرچه دعا کنید، دعای شما مستجاب نخواهد شد
امر به معروف و نهی از منکر ضامن اجرای دینیکی از راه هایی که ضامن اجرای احکام دینی است، عمومی شدن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است. در فرهنگ اسلام، افراد جامعه همانند سرنشینان یک کشتی هستند. چنانچه یکی از آن ها بخواهد دیواره کشتی را سوراخ کند، همگی وظیفه دارند که مانع او شوند وگرنه همه آن ها غرق خواهند شد. امام باقر علیه السلام این فریضه الهی را ضامن اجرای واجبات می دانند و می فرمایند: «به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، واجبات به پا داشته می شود و راه ها امن و کسب ها حلال و ظلم ها دفع و زمین آباد می شود. دشمنان به قبول انصاف وادار می شوند و کارها روبه راه می شود
امر به معروف و نهی از منکر و سلب آزادی!
برخی به اشتباه امر به معروف و نهی از منکر را موجب سلب آزادی افراد و دخالت در امور شخصی دیگران، یا عامل ایجاد اعمال خشونت آمیز می دانند. حال آنکه فلسفه امر به معروف و نهی از منکر، احیای احکام الهی، کنترل جامعه و جلوگیری از هرج و مرج است.
اگر امر به معروف و نهی از منکر با شرایط تعیین شده در احکام دینی به اجرا در آید، هیچ گاه با آزادی های فردی و سلب امنیت افراد منافات نخواهد داشت.
آمر عامل
چه خوب است امر کننده به معروف، خود نیز عمل کننده به آن باشد. نقل شده است که زنی فرزند خود را خدمت حضرت علی علیه السلام آورد تا ایشان آن کودک را از خوردن خرمای زیاد نهی کند. حضرت به آن زن فرمودند که فردا مراجعه نماید. روز بعد حضرت علی علیه السلام رو به کودک نموده، فرمودند: «خرما نخور». آن زن بسیار تعجب کرد و پرسید که این سخن را دیروز نیز می توانستید بفرمائید! حضرت فرمودند: من خود روز گذشته خرما خورده بودم و نخواستم از کودک ترک کاری را بخواهم که خود انجام داده بودم.نقش منکرات در از دست دادن نعمت های الهیقرآن کریم یکی از دلایل نابودی تمدن ها را رواج منکرات و زشتی در جامعه می داند. در آیه 21 سوره مؤمن آمده است: «آیا مردم در روی زمین سیر نمی کنند تا عاقبت کار پیشینیان خود را ببینند. و آنان که بسیار از اینان قوی تر و اثر وجودشان بیشتر بود، سرانجام خداوند [آنان را [به کیفر گناهان بگرفت و از قهر و انتقام خداوند هیچ کس نگه دارشان نبود
خوش رویی در امر به معروف و نهی از منکر
قرآن کریم، در سوره آل عمران، آیه 159، در بیان اخلاق نیک پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، در دعوت مردم به دین مبین اسلام می فرماید: «از رحمت های خداوند نسبت به تو این است که تو را مهربان و خوش خوی گردانید. که اگر تندخو و سخت دل بودی، مردم از گرد تو پراکنده می شدند
چه زیباست اگر این سیره نیکوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم الگوی همه افراد در اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر باشد.
امر به معروف و نهی از منکر از بین برنده فسق
امر به معروف و نهی از منکر موجب محکم شدن پایه های اقتدار جامعه اسلامی می شود و فسق و فجور را از ریشه قطع می کند. حضرت علی علیهماالسلام در این باره می فرمایند: «کسی که امر به معروف کند، در واقع پشت و تکیه گاه مؤمنین را محکم و استوار می گرداند. و کسی که نهی از منکر می کند؛ بینی فاسقان را با این عمل به خاک ذلت می مالد
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر
علی علیه السلام امر به معروف و نهی از منکر را دو صفت از صفات الهی می شمارند و می فرمایند: «امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات خداوند سبحان هستند، این دو قطعا نه مرگ انسان را نزدیک می کنند و نه از رزق و روزی انسان می کاهند
حضرت امام رضا علیه السلام نیز در این زمینه می فرمایند: «وقتی امت من از امر به معروف و نهی از منکر شانه خالی کردند و آن را به یکدیگر واگذار کردند، حتما بدانند که با هلاکت و عذاب الهی روبه رو خواهند شدسلامت فرد، سلامت جامعهدین اسلام که سعادت بشر را عهده دار است، احکام زندگی اجتماعی او را نیز در نظرگرفته است، و گاه به احکام اجتماعی بیشتر از احکام فردی توجه کرده است. اسلام بر این نکته نیز تاکید دارد که سلامت فرد از سلامت جامعه جدا نیست. بنابراین، با طرح نظارت عمومی، یا امر به معروف و نهی از منکر، امید به آینده ای درخشان و به دور از فساد را در دل ها می پروراند و ترک این دو امر مهم را موجب گرفتاری مردم می داند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در این باره می فرمایند: «هر زمان که امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، پس منتظر بلاهای الهی باشند
مصادیق منکرات
منکر را نمی توان منحصر در مصادیق خاص دانست. آنچه در فرهنگ قرآن به عنوان منکر شناخته است، کفر، نفاق، دوستی با بیگانگان، سستی در دفاع از حق، تفرقه افکنی و... است. از این رو همان گونه که بدحجابی منکر است، تضعیف دولت اسلامی، ناامید کردن مردم، تلقین روحیه بی تفاوتی در مردم نیز از مصادیق منکراند. و باید از آنها اجتناب کرد.آمر به معروف، طبیب روحگاه برخی از انجام دهندگان کارهای منکر، همانند بیماران، احتیاج به مراقبت های مداوم دارند و آمرین به معروف باید، مانند یک طبیب، شخص را تا ترک منکر همراهی نمایند. روش برخورد فرد ناهی از منکر نیز بسیار مهم است. چه بسا یک برخورد اشتباه موجب اصرار بر منکر شود. در سیره عملی ائمه معصومین (علیهماالسلام) موارد ظریف بسیاری، در این زمینه، دیده شده است. به عنوان نمونه، وقتی امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) ، در کودکی، دیدند که پیرمردی در وضو گرفتن دچار اشتباه است، او را به عنوان داور برای خود انتخاب کردند که بگوید: وضوی کدامیک از آنها صحیح است. آن ها با این روش، پیرمردی را متوجه اشتباهش نمودند.
راه حلی برای جلوگیری از ارتکاب منکرات
یکی از راه های جلوگیری از شیوع منکرات، ترویج فرهنگ نماز است. در سوره عنکبوت، آیه 45، آمده است: (اِنّ الصّلوةَ تَنْهی عَنِ الفَحْشاءِ و المُنْکَر). نمازگزار به دلیل اینکه در طول روز، در برابر خدا می ایستد و با او سخن می گوید، هنگام ایجاد زمینه گناه، خداوند را حاضر می بیند و از انجام گناه دور می شود.گفتار همراه با رفتاردر انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، علاوه بر هدایت زبانی شایسته است که رفتار و عمل شخص، الگویی شایسته بر این معنا باشد. امام صادق علیه السلام دراین باره می فرمایند: مردم را با اعمالتان (به خیر) دعوت کنید و (فقط) با زبان مردم را دعوت نکنید.
موانع پذیرش امر به معروف و نهی از منکر
گاه بعضی از افراد از پذیرش سخن حق سرباز می زنند و تسلیم حقیقت نمی شوند. در نپذیرفتن حقیقت،چند چیز دخالت دارد: گاهی جهل و نادانی شخص، مانع از قبول حقیقت می شود؛ دیگر خودبینی فرد است که هرچه بیشتر شود، به تکبر و خود بزرگ بینی می انجامد و واضح است که شخصی که خودپرست باشد، عیب خویش را برنمی تابد.
وصیت امام حسین علیه السلام
امام حسین (علیه السلام) در ضمن وصیت خود به برادرش، محمّد حنفیه، فرمودند: «من برای راحت طلبی و خوشگذرانی خروج نکردم و نه از روی ستم و نه به منظور فساد؛ بلکه مقصود من اصلاح و نجات دادن امت از انحراف است. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم
شیوه عملی حضرت ابراهیم (علیه السّلام) در نهی از منکر
حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی در یک حرکت انقلابی، بت ها را شکستند و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشتند، خواستند با این کار مردم را به تفکر وادار کنند. ایشان با این کار، منکر بودن و زشتی کار بت پرستان را به آن ها گوشزد نمودند و با این حرکت، تفکر غلط بت پرستی را نابود کردند.
امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام خمینی (رحمة الله)
امام خمینی رحمة اللّه علیه در وجوب فریضه امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: «... امر به معروف و نهی از منکر بر همه مسلمین واجب است. جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است. شما و ما موظفیم که همه، در تمام اموری که مربوط به دستگاه های اجرایی است، امر به معروف کنیم و اگر اشخاصی پیدا می شوند که خلاف می کنند، معرفی کنیم به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند و مشکلات را هم تحمل کنیم
جلوگیری از انحراف و منکرات وظیفه همه مردم
امام خمینی (رحمة الله عليه) می فرمایند:
«
امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که برهمه کس واجب است. یک چیزی نیست که بر یکی واجب باشد و بر دیگری نه. همه ما مکلفیم (که) همان طور که مکلّفیم خودمان را حفظ کنیم و خارج کنیم از ظلمت به نور، مکلف هستیم دیگران را همین طور دعوت کنیم.... اگر انسان دید معصیت خدا می شود، باید جلوش را بگیرد. نگذارید معصیت خدا بشود

+ نوشته شده توسط حامد محمدی داور در و ساعت 18:30 |

بسم الله الرحمن الرحيم

براي اينكه خدا لطفش،رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشود بايد اخلاص داشته باشيم و براي اينكه ما اخلاص داشته باشيم سرمايه مي خواهد كه از همه چيزمان بگذريم وبراي اينكه هميشه ازهمه چيزمون بگذريم بايد شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چيزمون با خدا باشد قدم برمي داريم براي رضاي خدا باشد،كاغذ برمي داريم براي رضاي خدا باشد،حرف مي زنيم براي رضاي خدا باشد،شعار مي دهيم براي رضاي خدا باشد،مي جنگيم براي رضاي خدا باشد همه چيزمون براي رضاي خدا باشد.اگر كارهامون اينطوري پيش برود پيروزي در آن هست و ناراحتي و شكست برايمان معنايي ندارد چه بكشيم چه كشته بشيم پيروزيم. و شكست براي ما معنايي ندارد.

شهید محمد ابراهیم همت


الهم عجل لولیک الفرج



 

 

دعائی برای رفع گرفتاری به نقل از امام زمان (عج) ـ آیت الله کشمیری

 

حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دعایی را به مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری یاد دادند تا در ایام گرفتاری‌های زندگی خوانده شود.

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان:

«یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین».

در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».

التمــــــــــــــاس دعا انتظار


+ نوشته شده توسط حامد محمدی داور در و ساعت 19:12 |

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام امام حسین علیه السلام


مقدمه


در بررسی و تحلیل عوامل و انگیزه‌های قیام کربلا به منظور دست یابی به علت‌نخستین و بنیادین‌، به عامل و انگیزه شاخص و مهمی به نام «امر به معروف و نهی ازمنکر» برمی خوریم‌.
سید الشهدا حسین بن علی (ع) در وصیت نامه خویش‌، بر این عامل تام و انگیزه والا تاکید می‌ورزد و هدف اصلی خود را از مخالفت با دستگاه خلافت مبتذل یزید، امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با ظلم و جور و فساد و خیانت و بدعت‌ها و انحراف‌هایی که از همه سو، جامعه اسلامی را به محاصره درآورده و مردم را از راه روشن و صائب دین به بی‌راهه‌های فسق و گمراهی راه‌نمون می‌کردند، معرفی می‌نماید.
امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی علت العلل قیام مقدس کربلاست و این به دلیل جایگاه رفیع این عنصر در حرکت تاریخی امام حسین (ع) و نقش بنیادین‌آن در به ثمر نشستن آن جهاد مقدس است‌.
لذا اهمیّت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر را از منظر امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) ابو جحیفه که از نیکان اصحاب امام (ع)، دوست و مورد اطمینان او بود از حضرت امیر (ع) روایت نموده که آن حضرت درباره امر به معروف و نهی از منکر چنین فرمود:
«اوّل چیزی که از آن مغلوب می‌گردید و شکست می‌خورید (بر اثر بدبختی و دور ماندن از رحمت الهی از شما گرفته می‌شود)، جهاد، (زد و خورد) با دستهایتان است (که با کفار و مشرکان نمی‌جنگید و حدود خدا را بر فاسقان و ستمکاران و گناهکاران اجرا نمی‌نمائید و آنان را تعزیر و تأدیب نمی‌کنید). پس از آن جهاد با زبان‌هایتان است (که معاصی و زشتی‌ها را می‌بینید و می‌شنوید و ندیده و نشنیده می‌انگارید). پس از آن جهاد با دل‌هایتان است (که با ستم‌کاران و بدکاران سود رسان دوستی و احترام نموده و با پرهیزگاران و نیکان تهی‌دست بی‌اعتنایی کرده‌، دوری می‌گزینید). پس کسی که به دل‌کار شایسته را نشناخت و ناشایسته را انکار ننمود (و نیکوکاران را دوست نداشته و بدکاران را دشمن ندانسته که این کار در باب امر به معروف و نهی از منکر اقل‌ّ واجب است‌)، وارونه‌گشته و سرش پایین و پایش بالا خواهد شد. (در دنیا آسایش نداشته‌، سرگردان می‌شود و در آخرت نیک بختی را از دست داده به کیفر همیشگی گرفتار می‌گردد).»

حماسه حسینی


رخداد حماسه و نهضت عاشورای حسینی آینه عزت و افتخار و واقعه‌ای است بی‌نظیر که تاریخ اسلام و تاریخ بشریّت بدلی برای آن سراغ ندارد. جایگاه بلند امر به معروف و نهی از منکر، در قالب عاشورا، که نقطه آغاز هزاران حماسه و نهضت مشابه حسینی در تاریخ و فرهنگ بشری‌، آن را به صورت رویدادهای جاودانه درآورده است که همچون نگین درخشانی بر تارک تاریخ‌های جهان می‌درخشد. با وجود دستان تحریف‌گری که در طول چهارده قرن در صدد تحریف حقیقت ارزش‌های نهضت‌حسینی (ع) برآمده‌اند آنچه از عاشورا و در پس آن هزاران عاشورای دیگر برای ما به یادگار مانده از چنان عمق و غنایی برخودار است که فرجام تاریخ‌، پیام‌آور ارزش‌های والای انسانی و الهام‌بخش انسان‌های آزاده و خداجو خواهد بود.
فلسفه و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر دیرباز مظهر عشق به خداوند و تسلیم محض در برابر او و سمبل قیام در راه دین و برچیدن شرک و تمامی خواهان ستمگر و جنایت پیشه‌گان فاسدی است که به جز ترویج هوا و هوس و ابتذال به چیزدیگری نمی‌اندیشند. در مقابل آنان‌، شاهدان شهادت‌طلبی که از هیچ نیزه و کمانی نمی‌هراسند، زیبنده ورق به ورق تاریختند؛ بزرگ مردانی که به حماسه و نهضت حسینی اقتدا کرده‌اند و دل به عاشورا باخته‌اند. بدانیم که از واقعه معطر کربلا تا امروز و فرداها سینه‌های جوان مردانی در حراست دین خدا و اسلام و قرآن آماده جان فشانی بوده و خواهد بود، تا اسلام محمّدی (ص) و حسینی (ع) بر تارک آسمان جهان زنده و جاودانه بماند.
همه ما مسلمانان از شیعه و سنی به رسالت ارزشمند امر به معروف و نهی از منکر کاملاً آگاهیم‌. جدا سازی حق از باطل و عدل از ظلم به منظور پایداری حق و عدل و نابودی باطل و ظلم‌، همواره رسالتی عظیم است و عاشورای عظیم تجّلی تام‌ّ این رسالت است : عاشورا دست بلندِ همّت آمران به معروف و ناهیان از منکر است‌، که از افق شهادت کربلا برآمد و تا قله خورشید فرا رفت‌، تا همواره برفراز تاریخ بماند و سیاهی‌های جاهلیت‌ِ از نو جان یافته را در همه ابعاد الحاد و فجور و ضلالت و بی‌خبری از چهره خورشید اسلام و قرآن فرو شوید.
عاشورای حسینی فریادی از تمامی مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) است که برای اجرای فرمان‌های حضرت رسول (ص) در بنیان نهادن امر به معروف و نهی از منکر،به آسمان برخواست و برای همیشه خواب غفلت را از سرهای شور گستران آبادی‌ها و افق‌ها بیرون کرد. فلسفه امر به معروف و نهی از منکر هجای بلندی بود که در روز عاشورا و در نهضت کربلای حسینی برای همیشه حق را از باطل جدا ساخت تا دیگر یزیدیان عصرها، نتوانند با اسلام‌، جاهلیت را زنده کنند.
اگر صدای رسای مظلومیت امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (ع) نبود،عاشورا نبود، و اگر عاشورا نبود، اسلام نمی‌ماند، و اگر اسلام نمانده بود تمدن اسلامی پدید نمی‌آمد.
نهضت حسینی و حماسه عاشورا، نشان افتخار است که تاریخ آن را به سینه اسلام آویخته است و مشعل جاوید هدایت گشته‌، که تاریخ آن را بر سر راه فرزندان اسلام قرار داده است و این فرزندان اسلامند که باید آن را زنده بدارند و مراسم عاشورا را با یاد کرد اهداف والای آن برگزار کنند و از مکتب انسان‌ساز و مجاهدپرور عاشورا پیوسته بهره‌مند گردند.
حرکت نهضت حسینی و حماسه عاشورا پایه‌های مستحکم آمران به معروف و ناهیان از منکر است که با آیه آیه قرآن عزیز، عجین گشته است‌؛ حرکتی که فرزند متقی و رشید و آگاه پیامبر (ص) در راه احیای امر به معروف‌ها و زدودن چهره اسلام از منکرات‌حتی از جان عزیز و والایش دریغ نورزید، همان زنده کردن قرآن و فعال ساختن ارزش‌های فراموش شده اسلام بود که با شهادتش و با قطرات خون عزیزانش گویا دوباره اسلام روح و جان تازه‌ای به خود گرفت و از نو پدیدار گشت‌.
یزید مظهر همه منکرات و ضد ارزش‌ها بود و حماسه امام حسین (ع) و یارانش مظهر همه معروف‌ها و ارزش‌ها و در کارزاری عجیب‌، پرچم‌دار بزرگ ارزش‌ها با خون خود و اهل‌بیت معظمش‌، همه ضد ارزش‌ها را محکوم کرد. هر قطره‌ای از اقیانوس نهضت‌حسینی در عاشورا یک شعور ناب قوی و یک محتوای ژرف غنی و یک مکتب آموزنده‌انسانی و یک ترتیل خون‌بار آیات قرآنی و یک سجده مترنم نورانی و یک سیال حیات‌آفرین اخلاقی و یک حماسه پویا در مسیر صیرورت‌های بلند آهنگ بشری است‌.
حماسه و نهضت حسینی و عاشورای اباعبدالله (ع) ضربان قلب خورشید است در سینه خاک‌.
حماسه روز عاشورا، بعثت را زنده کرد، نهضت حسینی برای همیشه‌، محتوای غدیر را در معبر اعصار بشر، به فریاد خواند. واژه‌های عاشورا، فقط تشنگی‌، شهادت و اسارت نیست‌، نماز و عدالت و عزت و افتخارِ تمام تاریخ نیز هست‌، بلکه واژه‌های اصلی همین چهارتاست‌. نماز، واژه شب عاشورا و عدالت‌، واژه روز عاشورا است‌، و عزت‌، پیام نهضت‌های مکرر جهان اسلام بعد از عاشورا و افتخار یعنی داشتن رهبران دینی درانقلاب‌ها و به خصوص در نظام مقدس اسلامی که ناب‌ترین رهبران‌؛ هم‌چون خمینی و خامنه‌ای عزیز ـ که از طرف خدا بر ما منّت نهاده شد، تا تشنگی‌، شهادت و اسارت را سکوی پرتاب جایگاه امر به معروف و نهی از منکر بدانیم و در اجرای آن از هیچ کوششی دریغ نورزیم‌.
تاریخ گواهی می‌دهد که‌، ای حسین (ع)! تو، به اجرای قسط و عدل فرمان دادی و جامعه اسلامی را به ناب‌ترین معروف‌ها به فرمان عدالت علوی فراخواندی و تو راست‌گویی و صدیقی و به هر چه فرا خواندی صادقانه با خون خود و یاران عزیزت به مهر تأیید رساندی‌.
عاشورا، شهادت پسر پیامبر، اسارت دختران پیامبر و آواره گرداندن آنان در شهرها و بیابان‌ها و حاضر نمودن آنان با غل و زنجیر در دربار ابن زیاد و کاخ سبز دمشق در حضور حاضران مجلس یزید، به همراه اظهار شادمانی از فتح و پیروزی و غلبه بر فرزندان پیامبر، چرا و برای چه‌؟ این سؤالی بود که افکار را به خود مشغول می‌داشت و سینه‌ها را می‌جوشاند. تا خطبه‌های علی وار بانوی قهرمان کربلا و سخن‌رانی ولی خدا که‌: «ماییم‌،فرزندان مکه و منا، زمزم و صفا و مروه ماییم فریاد گران راستین اذان و حاملان جاوید قرآن و اهل‌بیت رسول خداییم‌
بدین گونه بود که افعال و فلسفه بنیادین امر به معروف و نهی از منکر در عاشورا از مرز شهادت و اسارت گذشته بود و بر فراز قله جاودان رسالت جای گرفت‌؛ رسالت‌ِ احیای قرآن و نجات انسان‌، سنت نبوی‌، و پیام رسول خدا (ص). حماسه نهضت حسینی و قیام عاشورا دوباره حق‌ّ نزول و قرآن را باز سازی کرد و سیاهی‌های متراکم منکر جاهلیت را زدود. و نجات معروف‌ها را از همه تمهیدهای الحادی و حذف‌های تعبیه شده اموی تضمین نمود. قرآن یک بار دیگر با حنجره آمران به معروف‌ها در عاشورا تلاوت شد تاهیچ‌گاه فراموش نگردد، و فراموش نمی‌گردد، تا وارث کبیر عاشورا، بار دیگر آن را تلاوت‌کند و احکام فراموش شده آن را عملی گرداند، زندگی‌ها را تطهیر کند و زندگی قرآنی را نمودار سازد و معنای حکومت اسلامی را نشان دهد.
حماسه و نهضت حسینی نه حادثه‌ای مانده در مقطعی از زمان و محدوده‌ای ازمکان است و نه حرکتی در اندازه و معیارهای حرکت‌های مادی که هم ماندگاری آنان محدود است و هم تأثیر گذاری آن‌ها، بلکه پایداری معروف است که در فرهنگ اسلامی و در دل تاریخ به یادگار مانده است و خود دارای فصل‌ها و عناصر متعددی است که ماندگاری آن و تأثیر نامحدود و انکارناپذیرش در طول زمان‌ها و مکان‌ها را موجب شده‌است‌.
لذا ائمه هدی (ع) و مصلحان و علما و بزرگواران و منادیان دینی نام و یاد واقعه و رخ‌داد جوشان و خروشان نهضت حسینی را در بیزاری از دشمن‌، به معروف‌های جاودانه‌ای مبدل نمودند که بر اثر آن بیداری ملت‌های مسلمان‌، معرفت دینی‌، عشق به‌ولایت‌، شجاعت و فداکاری و هزاران شعله فروزان و گرمابخش و نورانی دیگر را در دل‌ها ساطع کردند و سعادت انسانی را در زنده نگه داشتن یاد این نهضت‌، به چه تلاش‌های طاقت فرسایی تا سرحدّ شهادت خود به جای گذاشتند و اگر امروز درخشندگی‌ها و کمالات و کرامات در میان انسان‌ها مانده است و تاریخ را، ارزش نگریستن و نگاه داشتن‌می‌دهد، از برکت واقعه عاشورا و حماسه نهضت حسینی و سرزمین کربلاست‌. و زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و فداکاری مردان اندک کربلا، زنده نگه داشتن اسلام ناب محمّدی (ص) است‌.
در این عصر بر هر مسلمان فرهیخته است که اگر خواهان بیمه نمودن اسلام و قرآن است‌، با تمام اخلاص جایگاه امر به معروف و نهی از منکر را در قیام عاشورا و نهضت حسینی فراموش نکند که رفتن ارزش‌ها همانا در غفلت از امر به معروف و نهی ازمنکر در تمامی وجوه زندگی است‌.
نکند مکر بنی ساعده تکرار شود که علی در قفس خانه گرفتار شود.
زینبی کو تا بگرید زار بر نعش حسین یا حسین آیا کسی جز تو مکرر کشته شد؟

نیاز جوامع بشری به امر به معروف و نهی از منکر


تأثیر نقش عنصر امر به معروف و نهی از منکر، در قیام امام حسین (ع) و نهضت عاشورا، ضرورت تعمق در میزان تأثیر گذاری‌اش در به ثمر رسیدن نهضت کربلا است‌.امر به معروف‌، به دعوت وا داشتن مردم به نماز و روزه و خمس و زکات و راستی و صلاح و عفاف و امثال این‌ها محدود نمی‌شود، بلکه همه کارها و اعمال نیک و پسندیده و مفید و ارزش‌های والای الهی را شامل می‌گردد. از جمله دعوت مردم به جهاد و مبارزه با ظلم و فساد و استثمار و از بین بردن زمینه‌های هر نوع تعدی و تجاوز و ستم و غارت و چپاول‌، ونیز کوشش‌، جهت برقراری قسط و عدل در جامعه‌، با تشکیل حکومت و نظام سیاسی مقتدر و الهی‌، همه در فضای گسترده‌ای که این قانون بزرگ الهی ایجاد می‌کند، مطرح و مورد توجه و عمل قرار می‌گیرد.
نهی از منکر در بازداشتن مردم از قمار، شراب‌، زنا، دروغ‌، غیبت‌، تهمت‌، ربا،احتکار و امثال این‌ها منحصر نمی‌گردد. بلکه این نهی و بازداشتن‌ها جزئی از وظیفه و فریضه نهی از منکر محسوب می‌شود و مقابله با حکم‌رانان ظالم و ستم‌گر و بازداشتن‌آنان از استبداد و تجاوز و جور و فساد نیز نوعی نهی از منکر به شمار می‌رود. و نیز مبارزه با قدرت‌های سلطه‌گر که در پی گسترش سیطره سیاسی‌، اقتصادی‌، نظامی و فرهنگی بر جامعه‌های بشری هستند و برای نیل به مقاصد پلید خویش از ارتکاب هیچ جنایتی فروگذاری نمی‌کنند، جزئی از نهی از منکر محسوب می‌شود و از مهم‌ترین جلوه و نمودهای این قانون الهی به شمار می‌رود.
نگرش اساسی به دیدگاه‌های ژرف حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، اهمیت خاص و نقش حیاتی و تعیین کننده این فریضه الهی را در اصلاح و اعتلای جامعه‌، سلامت و سعادت مردم‌، تضمین پاکی‌، عفاف‌، سالم سازی محیط اجتماعی‌، زدودن آثار بزه و گناه و ظلم و جور می‌نمایاند. در بررسی این دیدگاه‌ها مشخص می‌شود که چرا و چگونه عنصرامر به معروف و نهی از منکر علت العلل قیام خونین کربلا محسوب می‌شود و سیدالشهدا (ع) به صراحت فلسفه اصلی حرکت پرشور خویش را در مخالفت و مبارزه خونین با خلافت یزید، این عامل و عنصر می‌داند و در مراحل مختلف نهضت مقدس خویش به امر به معروف و نهی از منکر اشاره می‌کند.
امام حسین (ع) ابتدا در مذمت ترک فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر، به ویژه از سوی صاحبان علم و آگاهی چنین می‌فرماید:
«عبرت بگیرید، پند پذیرید، نیکو بنگرید که پروردگار متعال درباره کسانی که از امر به معروف و نهی از منکر خودداری و کوتاهی می‌کنند چه فرموده است‌. قرآن کریم‌،احبار و ربّانی‌ها را مورد ملامت و سرزنش قرار داد. می‌فرماید:
(لو لا ینهاهم الربّانیون و الاحبار عن قولهم الاءثم و أکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون‌).
اگر علی و روحانی‌ها، آنان را از گفتار زشت و خوردن حرام باز ندارند بلکه با آنان به خوردن مال حرام و رشوه شرکت کنند، کاری بسیار زشت می‌کنند.
و در همین سوره قرآن کریم بیان می‌فرماید که‌:
(لعن الذین کفرو امن بنی اسرائیل علی لسان داود و عیسی بن مریم‌. ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون کانوا لایتناهون عن المنکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون‌)؛
کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی بن مریم از آن جهت لعنت شدند که نافرمانی خدا نمودند و از حکم حق سرکشی کردند. آنان هیچ گاه از کار زشت خود - با آن‌همه پند و اندرز رسولان حق دست بر نداشتند و چه قدر آنچه می‌کنند، قبیح و ناشایسته است‌.
این خودداری و امتناع و سکوت و سکون را عیب شمرده و آنان را که در برابر مظالم و منکرات اجتماع لب از امر به معروف و نهی از منکر فرو می‌بندند، مسئول و محکوم دانسته است‌، ربانیّون و احبار که پیشوایان و ائمه قوم بوده‌اند، پادشاهان را از ستم و تعدی نهی نمی‌کردند، از نزدیک به ظلم و تیره بختی مظلوم می‌نگریستند، اما برضد ظلم و ظلمه قیام نمی‌کردند.
همواره سکوت می‌نمودند، این سکوت بیشتر برای هدایا و مزایایی بود که از مصادر ظلم به ربانیّون و احبار تقدیم می‌شد، و گاه به اسم تقّیه و پرهیز نامی بر آن می‌گذارند، ولی در هر صورت‌، سکوت ربانیّون و احبار گناهی عظیم شمرده می‌شد.پروردگار متعال در قرآن مجید چنین تقیّه و پرهیز را گناه می‌شمارد:
فلاتخشوا الناس و اخشونی‌)؛ از هیچ کس نترسید و از انتقام من بترسید.
قرآن کریم از کسانی که به معروف امر و از منکر نهی می‌کنند، چنین یاد فرموده‌:
(المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)؛ مردان و زنان مؤمن یاور و دوست‌دار یک‌دیگرند و خلق را به کارهای نیک دعوت و از کارهای زشت منع می‌کنند.
با توجه به آیات فوق‌، خداوند متعال‌، آشکارا امر به معروف و نهی از منکر را فریضه و واجب خوانده و دستور داده که بندگان آگاه وی از این دو تکلیف حساس شانه تهی ننمایند و به وظیفه خویش قیام کنند.

مهم ترین وظیفه و مسئولیت عالمان وارسته دین‌


اباعبدالله الحسین (ع) در جمله‌ای از خطبه خویش‌، از احبار و ربانیّون‌؛ یعنی عالمان دین که در گذشته در انجام وظیفه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر قصور و کوتاهی می‌ورزیدند و ظلم پیشگان را از عمل شنیع و ننگینشان باز نمی‌داشتند، سخن‌روان و شیوایی به میان می‌آورد، که در این بخش روشن‌تر بیان شده است‌.
عالمان دین در هر عصری‌، به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اوّل آنانند که در آیات اشاره شده در خطبه سید الشهدا (ع) از وظیفه امر به معروف و نهی از منکر که مهم‌ترین وظیفه و مسئولیت آنان بود، کوتاهی می‌کردند و به رسیدگی به امور مردم و تلاش و مبارزه برای رهایی و نجات و رستگاری آنان‌، با ظالمان و قدرت‌های ستم پیشه به مراوده و مجالست می‌پرداختند و توجیه‌گر ظلم و فساد و جنایتشان می‌شدند.
دسته دوم عالمان وارسته و مسئول که خود را در برابر دین خدا و توده‌های مردم جامعه وظیفه‌مند و دارای مسئولیت‌های سنگین هدایت و راه‌یابی‌، و مقابله و مبارزه با ظلم و فساد و گمراهی می‌دانستند و لحظه‌ای در انجام تکالیف الهی خود قصور و تسامح روا نمی‌داشتند.
قرآن کریم از این عالمان آگاه و مسئولیت‌پذیر این گونه یاد می‌کند:
«کسانی که رسالتهای خدا را ابلاغ می‌کنند و از او می‌ترسند، و از هیچ کس جز اوبیم به دل راه نمی‌دهند، و خدا خود، برای حساب‌رسی بسنده است‌
و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:
هر آینه از میان بندگان خدا، عالمان و دانشوران از او می‌ترسند و در برابرش خاشع هستند.
صفت و شاخص بارز عالمان صالح و پاک «خشوع‌» و «ترس‌» در برابر خداوند قادر متعال است‌. خوف این بندگان در برابر عظمت حضرت پروردگار با مشاهده آثار شگرف او،در آفرینش و شناخت و معرفت اصیل نسبت به ذات و صفات و اسماء او صورت می‌پذیرد و آنان هر چه در ایجاد ارتباط معنوی با مبداء وجود، بیشتر توفیق به دست می‌آورند و در اُنس و تقرب به او مراحل بالاتری را پشت سر می‌گذارند و روح و روانشان را از مناجات با او سیراب می‌سازند، خاضع‌تر می‌گردند و خویشتن را در برابر فرمان‌ها و دستورالعمل‌های زندگی ساز و سعادت آفرین دین او تسلیم‌تر و مراقب‌تر می‌یابند.
خوف و خشوع در برابر خداوند منّان‌، حالتی در روح پدید می‌آورد که خوف و ترس در برابر قدرت‌های سلطه‌گر را نفی می‌کند؛ به تعبیری دیگر، خاضع برای خدا چنان باعشق و محبت او پرورده می‌شود و طاعات و عبادات به درگاه پروردگار آنسان در روح و روان او اثر مثبت و سازنده بر جای می‌نهد، و قدرت و توان در نهادشان ذخیره می‌سازد که‌در برابر هیچ قدرتی سر تسلیم فرود نمی‌آورد.
طبیعی است که توکل به خدا که موجب فرو ریختن همه خوف و هراس‌های نامطلوب از قدرت‌های بشری می‌گردد، علمای صالح و خداترس را برای انجام وظایفی که خدا برای آنان معین و مشخص کرده‌، آماده و مهیا می‌سازد و راه را برای مقابله با هرگونه ظلم و ستمی که از دستگاه‌های جور بر توده‌های محروم جامعه می‌آید، هموار می‌نماید.
اوراق تاریخ مبارزه‌های وقفه‌ناپذیر و خونین این دسته از علمای دین را با ظالمان و تجاوز پیشگان‌، در راه اجرای دستورهای الهی و نجات و رهایی مردم مظلوم به ثبت‌رسانده است و جامعه‌های بشری همواره سلامت و سعادت خود را در پرتو مجاهدات و تلاش‌های خالصانه این بندگان وارسته و صالح خدا به دست آورده‌اند.
تداوم و استمرار ارزش‌های الهی و انسانی که تضمین کننده زیست سالم جمعی است‌، با مسئولیت‌شناسی و مبارزه پیگیر اینان در بستر زمان تحقق یافته است‌.و ان شاء الله تا ظهور منجی یگانه بشریت و خورشید تابنده اسلام‌، این تحقق به عینیّت رسد و دل‌های میلیونها مظلوم گیتی را به جمال عدالت گسترش روشن کند و حافظ ارزش‌ها و معرفت گرداند.

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ اسلامی و سخنان امام حسین


امام حسین (ع) پس از مذمّت ترک امر به معروف و نهی از منکر و بیان شدت قبح و زشتی زیر پا نهادن دستور صریح قرآن درباره عمل به این اصل اجتماعی و نیز اشاره به وجوب این دستور الهی و رعایت آن از سوی مردان و زنان با ایمان‌، به فلسفه و آثار این فریضه بزرگ اشاره نموده و می‌فرماید:
«پروردگار دانا نیکو می‌داند که وقتی تکلیف امر به معروف و نهی از منکر به نیکویی ادا شود، تکالیف دیگر به آسانی ادا خواهد شد. آنچه معروف و محمود است انجام خواهد گرفت‌، و آن کردارها که نکوهیده و ناشایسته‌اند، متروک خواهند ماند. از برکت امر به معروف‌، فرایض دشوار و احکام سنگین به بهانه دشواری و سنگینی از شانه نخواهد افتاد، و در سایه نهی از منکر لذتهای حرام و معاصی شیرین‌، دیگر شیرینی و لذت نخواهد داشت و قباحت خود را پنهان نتواند ساخت‌.
امر به معروف و نهی از منکر دو منادی مجاهد اسلامند که مسلمانان را به سوی معروف و نیکی‌ها می‌خوانند و از منکرات باز می‌دارند. امر به معروف ما را به رد مظالم واحقاق حقوق و مخالفت با ظالم و عدالت اجتماعی و ادای فرایض دعوت می‌کند، و نهی ازمنکر ما را از ستم و تعدی و تجاوز و آلودگی‌ها و پستی‌ها باز می‌دارد
در این جمله‌ها اباعبدالله الحسین (ع) به فلسفه امر به معروف و نهی از منکر اشاره می‌کند و از همین رو، تأمل در این دستورهای بزرگ الهی را بر می‌انگیزاند و شرح و تبیین آن را ضروری می‌سازد.
در فرهنگ و معارف اسلامی‌، فریضه امر به معروف و نهی از منکر، از جایگاه و اهمیّتی خاص برخوردار است‌، به گونه‌ای که تمام عبادات‌؛ هم‌چون نماز، روزه‌، حج‌، جهاد و دیگر احکام و قانون‌های اسلامی در ابعاد و زمینه‌های مختلف به وجود این اصل ودستور بزرگ دینی ارتباط و وابستگی کامل و تام دارند.
اگر امر به معروف و نهی از منکر به تعطیلی گراید و اهل ایمان از عمل به این قانون الهی قصور و تسامح ورزند، نماز و روزه و حج و جهاد و دیگر مقررات و قانون‌های اسلام نیز تعطیل می‌شوند و از اعتبار و بقا و تداوم ساقط می‌گردند. زیرا با عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عبادات و دستورهای الهی پایدار و باقی می‌مانند و چنانچه مردم به خیر و نیکی‌ها دعوت و ترغیب نگردند و از بدی‌ها و معاصی و گناهان نهی نشوند،
گرایشی نسبت به عبادات الهی‌؛ هم‌چون نماز، روزه‌، حج و جهاد به وجود نمی‌آید و مقررات و دستورالعمل‌های عبادی‌، سیاسی‌، اجتماعی و اقتصادی اسلام ترویج نمی‌گردد و جامعه انسانی طریق سعادت و رشد و کمال را نمی‌پیماید و به اعتلا و اقتدار مادی‌،معنوی و دفع موانع و مشکلاتی که راه‌های سلامت و تکامل جسمی و روحی را مسدود می‌سازند و انسان را در لجن‌زارهای عفن فساد و تباهی می‌افکند، توفیق حاصل نمی‌نماید. بنابراین‌، تمام عبادات اسلامی و قانون‌های اجتماعی و اقتصادی اسلام موجود بودن خویش را از بقا و تداوم امر به معروف و نهی از منکر می‌گیرند و به برکت وجود این فریضه الهی پایدار هستند.

قرآن کریم و جایگاه رفیع امر به معروف و نهی از منکر


قرآن کریم به دلیل جایگاه رفیع این فریضه الهی در گستره دین و نقش زیر بنایی آن در بقای ارزش‌های الهی و تداوم اعمال صالح و مفید و سودمند در جامعه انسانی‌، به حضور حتمی این عنصر در حیات اجتماعی انسان فرمان می‌دهد:
(و لتکن منکم امّة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون‌)؛ باید همواره گروهی از شما باشند که دیگران را به امور پسندیده دعوت کرده و به نیکی‌ها امر نمایند، و از انجام بدی و ناشایست باز دارند، و آنان رستگاران عالمند.
طبیعی است ادامه راه و گسترش اعمال شایسته و نافع در جامعه انسانی‌، و نیز جلوگیری از آفات و زیان‌های عمل کردهای ناصواب و زیان‌مندی که حیات اجتماعی را باهدم و نابودی مواجه می‌سازد، جز در پرتو حرکت‌های مفید در جهت حفظ و پاسداری ازارزش‌های والا و عمل‌کردهای مفید، و مقابله و مبارزه با اعمال زشت و ناسودمند برای جامعه انسانی ممکن نخواهد گشت و این مهم نیز بیداری و آگاهی و احساس مسئولیت‌انسان‌های خدا باور و با ایمان را می‌طلبد که برای فرمان الهی در دعوت به نیکی‌ها و نهی از بدی‌ها، به پاخیزند و در عرصه‌های عمل اجتماعی به تلاش و فعالیت صادقانه وخالصانه بپردازند و راه‌های رشد و تکامل مادی و معنوی انسان‌ها را هموار نمایند.
دانشمند بزرگ معاصر اسلامی در تفسیر ارزشمند خود این حقیقت را به گونه‌ای دیگر مورد اشاره قرار می‌دهد:
«تجربه قطعی به ما نشان می‌دهد که آدمی هر اندازه برای خود معلوماتی تهیه کند - و تهیه نمی‌کند مگر آنچه را که نافع خود می‌داند - و از هر راهی آن‌ها را گردآورد، تاوقتی در خاطرش می‌ماند که نسبت به آن‌ها یادآوری داشته باشد، و چنانچه از تمرین و بررسی آن دست برداشت‌، کم کم معلوماتش به دیار نیستی ره‌سپار خواهد شد. از طرف دیگر باز جای شک و تردید نیست که عمل در تمام شئون و مراتبش دائر مدار علم بوده باقوّت و ضعف یا صلاح و فساد آن نسبت مستقیم دارد. و هم جای تردید نیست که علم و عمل با یکدیگر نسبت متعاکس داشته‌، علم قوی‌ترین داعی عمل و عمل مشهود و خارجی نیز قوی‌ترین وسیله ازدیاد علم می‌باشد. با توجه به مطالب نام برده روشن‌می‌شود که اگر در اجتماعی‌، دانش و علم نافع و عمل صالحی باشد، برای دوام و پایداریش باید افراد را از منحرف شدن از راه خیر - که همان اعمال معروف و شناخته نزد آنان است - باز دارند، و مردم دیگر را هم به طی کردن راه خیر تشویق نمایند و آن را که از راه خیر و معروف برگشته و در پرت‌گاه شر و منکر واقع شده‌، رهایش نکنند و از خطر سقوط نجاتش بخشند. این همان دعوتی است که با تعلیم و آموزش و امر به معروف و نهی از منکر شروع می‌شود
قرآن کریم در انتهای آیه مورد بحث‌، درباره وجوب امر به معروف و نهی از منکر،مردمی را که متّصف به این صفت و ویژگی بزرگ الهی هستند، گرامی می‌دارد و با تعبیر زیبای (اولئک هم المفلحون‌) از آنان یاد می‌نماید؛ یعنی اینان ـ به آن دلیل که اوّلاً خود انسان‌های پاک و مهذب و فداکار و دین باور هستند و خویشتن را موظف به رعایت دقیق موازین شرعی و دستورالعمل‌های دینی می‌کنند و در تمام لحظات زندگی با مراقبت‌های مستمر در مسیر جلب رضایت و خشنودی خدا گام برمی دارند، و ثانیاً در برابر توده‌های‌مردم جامعه احساس مسئولیت می‌کنند و به تسامح و غفلت از کنار فساد و تباهی وآلودگی‌های اجتماعی نمی‌گذرند و همواره به نیکی‌ها دعوت می‌کنند و از بدی‌ها و معاصی و گناهان نهی می‌نمایند ـ نجات یافتگان و رستگاران واقعی محسوب می‌شوند و مورد توجه و عنایت خاص حضرت پروردگار قرار می‌گیرند.
این انسان‌های مهذب و مسئول به آن دلیل رستگار نامیده شده‌اند که هدایت‌کننده و مصلح هستند و به برکت وجود آنان‌، انسان‌ها به راه‌های رشد و کمال معنوی راه می‌یابند و در مسیر روشن و نورانی دین هدایت می‌شوند. هم‌چنین با ایثار و فداکاری و تلاش و فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر این گروه از بندگان خداست که جامعه های انسانی‌اصلاح می‌شوند و موانع پیشرفت و تکامل آنان مرتفع می‌گردد و به عزت و بالند گی و اعتلا نایل می‌آیند.
قرآن کریم‌، دامنه نفوذ و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر را از فضا و محدوده جامعه اسلامی بالاتر می‌برد و تمام مردم جهان را مشمول اجرای این فرمان و حکم الهی می‌داند و مسلمانان راستین را موظف می‌کند که علاوه بر محدوده جوامع اسلامی و دنیای اسلام‌، در گستره کره زمین و سرتاسر جهان دعوت به نیکی‌ها و نهی از بدی‌ها وپلیدی‌ها را در سرلوحه اعمال و اهداف خویش قرار دهند:
(کنتم خیر امّة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر.)
شما مسلمانان بهترین امتی هستید که به نفع تمام مردم جهان برخاسته‌اید. زیرا توده‌های مردم دنیا را به نیکی‌ها و اعمال نافع دعوت می‌کنید و از بدی‌ها و پلیدی‌ها نهی‌می‌نمایید.
آیه شریفه فوق از زاویه‌ای دیگر به جایگاه رفیع امر به معروف و نهی از منکر می‌نگرد و اهمیت آن را می‌نمایاند و به نقش تعیین کننده‌اش توجه می‌دهد. از این زاویه‌،امر به معروف و نهی از منکر اصل و قانونی است فراگیر و جهان شمول که هرگز نمی‌توان آن را به مکان و زمانی خاص محدود و محصور نمود. بلکه باید با نگرشی جامع و وسیع به‌این اصل‌، آن را از فضای کشور و جوامع اسلامی بیرون برد و برای رشد و سعادت همه مردم جهان از این عنصر حیاتی بهره برد و به اصلاح دنیایی که از همه سو، در معرض فساد، تباهی‌، قتل‌، ظلم و جنایت است‌، اندیشید و بر مردمی که برخلاف مسیر فطرت خداجوی خود به فسق و پلیدی و الحاد و بی‌دینی آلوده گشته‌اند، بانگ بیداری و صلای‌نجات و رهایی برآورد و از خواب غفلت و فراموشی بیدارشان کرد و به خویشتن‌ِ الهی‌شان رجعت داد.
از دیدگاه قرآن کریم همان‌گونه که عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکرجامعه های بشری را رو به اصلاح و تکامل می‌برد و از سقوط در دام مهالک باز می‌دارد،امتناع از اجرای دقیق آن نیز ضرر و زیان‌های جبران ناپذیری را در پی می‌آورد و موجب‌فساد و جنایت و ظلم و خونریزی در تمام کره زمین می‌شود:
(فلولا کان من القرون من قبلکم اولوا بقیّة‌ٍ ینهون عن الفساد فی الارض الاّ قلیلاً ممّن أنجینا منهم و اتّبع الّذین ظلموا ما اترفوا فیه و کانوا مجرمین‌.)؛ چرا در امت‌های گذشته مردمی با عقل و ایمان وجود نداشته که دیگران را از فساد و اعمال زشت نهی کنند، تا ما مثل آن عده قلیل مؤمنانشان را که نجات دادیم همه را نجات و رهایی بخشیم‌؟ و ستمکاران از پی عیش به نعمت‌های ناپایدار و حرام دنیوی رفتند، که مردمی بدکار و کافر به جهان آخرت بودند (و بدین جهت همه هلاک شدند).
قرآن کریم در آیه فوق یادآور می‌شود که آنچه موجب گسترش فساد و تباهی و ظلم در زمین و سرانجام نابودی و هلاکت انسان‌ها می‌شود، امتناع و خودداری از عمل به قانون امر به نیکی‌ها و نهی از بدی‌ها و پلیدی‌هاست‌، زیرا چنانچه مردم صالح و نیکوکار،گناه‌کاران و فسادگران را از کژ راهه‌ها منع می‌کردند و از انجام فساد و ستم باز می‌داشتند و به خیر و نیکی‌ها دعوت و ترغیب می‌نمودند، قتل و جنایت و گناه و پلیدی کاهش می‌یافت و پاکی و عفاف و نیکی‌ها رو به رونق و فزونی می‌رفت‌. ولی وقتی نیکان با بدان در آمیزند و در کنار آنان لحظات زندگی را سپری کنند و دعوت به نیکی‌ها و مقابله با بدی و شرور را رها کنند، طبیعی است که هرگز از فساد و تباهی کاسته نخواهد شد و ظلم و جور وجنایت‌، گستره خاک را فرا خواهد گرفت و راه نابودی ملت‌هایی که تن به ظلم و فساد و خیانت می‌دهند ـ با آن که قدرت و توان کافی برای مقابله با وضعیت ناهنجار موجود را درخود ذخیره دارند از حرکت و تلاش سازنده‌، سرباز می‌زنند ـ هموار خواهد ساخت‌.
قرآن کریم صراحتاً در دو داستان عبرت‌آموز خویش قصور و تسامح گروه‌های مردم را چنین بیان فرمودند:
سکوت و بی‌اعتنایی در برابر مفاسد اجتماعی را گناه و معصیت بزرگی می‌داند که دامن‌گیر صاحبان تسامح و غفلت می‌شود.

قیام عاشورا پشتوانه امر به معروف و نهی از منکر


در معارف و مواریث فرهنگی شیعی تعابیر و عباراتی می‌یابیم که به زیبایی هر چه تمام‌تر به نقش محوری امر به معروف و نهی از منکر در بقای دین و استمرار تعالیم و احکام اسلام و اصلاح جامعه و تأمین سلامت و امنیّت و پاکی و عفاف توده‌های مردم تأکید می‌ورزند و با بیان نکته‌هایی عمیق و عبرت‌آموز توجه اهل ایمان را به اهمیت این‌فریضه بزرگ الهی جلب می‌نمایند و هرگونه تسامح و غفلت را در عمل به اصل و قانونی که تضمین کننده حیات سالم و عزت‌مند جامعه اسلامی است‌، نکوهش می‌کنند.
این معارف ژرف در واقع شرح جامع آیات قرآن درباره نقش آفرینی عنصر امر به‌معروف و نهی از منکر محسوب می‌شوند و اصولی که این کتاب مقدس درباره وجوب و اهمیت این فریضه الهی مطرح می‌نماید، تفسیر و تبیین می‌کنند و توده‌های مردم را به بینش و بصیرت جامع و فراگیر نسبت به وظایفی که عهده‌دار هستند، می‌رسانند.
اوّلین سخن درباره اهمیت و نقش امر به معروف و نهی از منکر را از رسول گرامی اسلام حضرت محمّد (ص) نقل می‌کنیم‌:
«دیگران را به نیکی وادار کنید و از بدی‌ها باز دارید، در غیر این صورت سنت خدایی چنین است که بَدان‌ِ شما بر نیکانتان مسلّط خواهند شد و دعاهایی که می‌شود، فایده‌ای ندارد و مستجاب نخواهد شد
در روایت فوق دو نکته و واقعیت ارزشمند مورد توجه قرار گرفته که لازم است بیان شود این گونه‌: نکته و واقعیت اوّل این است که در صورت ترک امر به معروف و نهی ازمنکر انسان‌های ناصالح و ناشایست بر نیکان و صالحان سیطره می‌افکنند و به ظلم و ستم و فساد می‌پردازند و عرصه زندگی سالم را بر آنان تنگ می‌سازند و راه‌های رشد و کمال را مسدود می‌نمایند و آزادی و امنیت و آسایش را که ضروری‌ترین نیاز جامعه است‌،سلب می‌کنند. این وضعیت و شرایط نامساعد و نامطلوب سنت خدا؛ یعنی اصل و قانون تخلف ناپذیری است که حاکم می‌گردد و مسئول آن کسی جز خود انسان نیست‌.
هم‌چنان که هر معلولی علتی دارد و هر پدیده و حادثه‌ای پدیدآورنده‌ای‌، هرشرایط نامناسبی که در جامعه انسانی به طور گسترده و فراگیر حاکم و مسلط گردد، معلولی است که علت اصلی و بنیادی آن خود انسان است و این بدبختی و ذلّت از جای دیگری نازل نگشته و از درون انسان و خواست و تمایل او تراویده و عینیّت یافته است‌.
وقتی پاکی و عدالت و آزادی و امنیّت و راستی و صداقت و دیگر ارزش‌های الهی صیانت و پاسداری نشود و صالحان و نیکان جامعه در مقابل رشد فزاینده ضد ارزش‌ها احساس مسئولیت نکنند و دست ظالمان و مفسدان و گناه پیشگان را در انجام هر عمل‌خلاف و نادرستی گشوده گذارند، طبیعی است که به مرور زمان ارزش‌ها رنگ می‌بازند و به فراموشی سپرده می‌شوند و مفسدان و گمراهان بر نیکان و صالحان تسلط می‌یابند و نبض جامعه را به دست گرفته و در انجام هر ظلم و خلاف و فسادی‌، رها و بی قید می‌گردند.
این وضعیت معلول سستی و سهل انگاری مردمی است که با چشم خود خلاف‌کاری و فساد و گناه را مشاهده کردند و لب فرو بستند و راه رشد روز افزون فحشا و پلیدی و فساد گستری مفسدان و معصیت‌کاران را صاف و هموار نمودند و جامعه را به سراشیبی سقوط و نابودی رهنمون شدند.
نکته و واقعیت دوّم این است که در جامعه‌ای که فحشا و ظلم و پلیدی غالب است و بدها و ناپاکان مسلط گردند، نیکان و صالحان هر چه به پاکی گرایند و لب به دعا بگشایند و به تضرع به درگاه الهی بپردازند و نابودی فساد گستران و ظالمان را آرزو و درخواست نمایند، راه به جایی نمی‌برند و توجّه حضرت حق و یاری و مساعدت او را جلب نمی‌کنند.
این حقیقت بزرگی است که انسان در نیل به سعادت و رستگاری باید بر عمل خویش تکیه کند و تلاش و فعالیت گسترده و همه جانبه‌ای را پشتوانه موفقیّت خود قراردهد. این حقیقت چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی ثابت و غیر قابل تغییر و خدشه است و انسان چه در اهداف و آمالی که در معیشت خویش پی می‌گیرد، و چه دراهداف جمعی و درباره سعادت جامعه‌، باید به عمل خود متکی باشد و تلاش خستگی‌ناپذیر خویش را عامل موفقیّت و پیروزی بداند.
تعالیم اسلام تأکید و توصیه فراوان دارند که انسان در گرو عمل خویش است و سعادت و شقاوت و پیروزی و شکست او را خود بنا می‌کند و دنیا و آخرتش را چگونگی کردار و رفتار خود او به آبادانی یا خرابی می‌رساند.
توصیه اسلام به عمل‌، بسیار صریح و روشن است و بر اساس این توصیه‌های مکرر و مستحکم انجام همه امور در ابعاد فردی و اجتماعی به عهده خود انسان است و دعا نقش یاری رسانی دارد و به هیچ وجه جای عمل را نمی‌گیرد و تعالیم دینی جز این‌نقش‌، اصالتی برای دعا نمی‌گویند.
با توجه به توضیحی که گذشت‌، این واقعیت چهره می‌نماید که در صورت ترک امربه معروف و نهی از منکر و تسلط فسادکاران و جنایت پیشگان بر نیکان و صالحان جامعه‌، هیچ دعایی از سوی آنان به استجابت نمی‌رسد و هم‌چنان فساد و گناه رونق می‌گیرد و مفسدان و ظالمان مسلط و غالب باقی می‌مانند. زیرا نیکان جامعه از امر به معروف و نهی از منکر امتناع می‌ورزند و به مقابله با فساد و ظلم و جنایت بر نمی‌خیزند و هیچ سخن و عمل و حرکتی را در مسیر اصلاح جامعه به ظهور نمی‌رسانند. طبیعی است‌که در چنین شرایطی دعا هیچ نقش و اصالتی ندارد و تنها با آغاز تلاش و فعالیت و مبارزه‌قولی و عملی با فساد و تباهی است که دعا هم‌چون نیرویی شگرف و یاری رسان رخ‌می‌نماید، و خداوند قادر متعال راه‌های پیروزی صالحان و نیکان را که با احساس مسئولیت و تعهد به پا خاسته‌اند و به مقابله با فساد گستران و ظلم پیشگان پرداخته‌اند،هموار می‌نماید.

امر به معروف و نهی از منکر در نظرگاه امام حسین‌


در شروع این بخش سخن را تبرک می‌کنیم به کلام گهر بار مولای متقیان حضرت علی (ع) که در اهمیّت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر، می‌فرمایند:
«قوام الشّریعة الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر»؛ قوام و پایداری دین به امربه معروف و نهی از منکر است‌.
دین مجموعه‌ای است از قوانین و احکام که سعادت و رستگاری انسان را در عرصه‌های زندگی فردی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌، اخلاقی و اقتصادی تضمین می‌کند و او را در نیل به رشد و تکامل در ابعاد مختلف مساعدت می‌کند و راه‌های مقابله با موانع و آفات و زیان‌هایی را که تهدیدکننده زیست سالم مادی و معنوی است‌، صاف و هموار می‌نماید.
احکام و قوانین سعادت آفرین و زندگی ساز دینی‌، اوضاع مساعدی را می‌طلبند تا به ظهور و عمل رسند. تا این اوضاع مطلوب تأمین نگردد، تعالیم و قوانین دین در میان کتاب‌ها باقی می‌ماند و راه‌های رشد و سعادت انسان در ابعاد و شئون مادی و معنوی مسدود و نامساعد می‌گردد.
راه بقا و تداوم و به دنبال آن اجرای احکام و قوانین اسلام با تبلیغ و ترویج تعالیم‌دینی‌، و مقابله با موانع رشد و گسترش آن هموار می‌شود. این همان شرایط و بستر مناسبی است که در آن تفکر دینی رونق می‌گیرد و احکام و قوانین الهی در عرصه‌های گوناگون تجلّی می‌یابد.
این شرایط و بستر مناسب فقط در پرتو تحقق امر به معروف و نهی از منکر پدیدمی‌آید و چنانچه تلاش و کوشش در مسیر تحقق این فریضه الهی صورت نپذیرد، احکام و قوانین دینی تبلیغ و ترویج نمی‌گردند و در چنین اوضاعی قوام و پایداری دین آسیب‌می‌بیند و ارزش‌های الهی رنگ می‌بازند و به تعطیلی می‌گرایند.
کلام ارزش‌مند دیگری درباره نقش و اهمیت و جایگاه امر به معروف و نهی ازمنکر از امیرمؤمنان حضرت علی (ع) آمده‌، که فرمود:
«تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر،هم‌چون قطره‌ای است در مقابل دریای پهناور
در این روایت در کنار کارهای مختلفی که پاکی و نیکی و ارزش‌مند بودن بر آنها مترتّب است‌، جهاد در راه خدا نیز بیان می‌شود و این به آن علت است که جهاد درخشش و اهمیّت خاصی دارد و آثار و برکاتی که می‌آفریند بسیار حیاتی است‌. درخشش جهاد به حدّی است که در آیات قرآن و سخنان ائمه دین‌: جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است و حجم جالب توجهی از آیات و روایات‌، به توجّه‌، تبلیغ‌، ترویج و ارزش گذاری درباره آن پرداخته‌اند.
طبیعی است که جهاد در راه خدا جزء کارهای نیک و از مهم‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود و این که حضرت علی (ع) پس از مطرح کردن تمام کارهای نیک عبادت و جهاد در راه خدا را نیز ضمیمه کرده‌، این واقعیّت را القاء می‌نماید که در این گستره‌، جهاد نیز که اصلی حیاتی و نقش آفرین است حضور دارد، تا اهل ایمان دریابند که وقتی تمام کارهای نیک با امر به معروف و نهی از منکر مقایسه می‌شود، جهاد نیز که بسیار مهم و زیر بنایی‌است نیز در این مجموعه جای دارد.
عنصر امر به معروف و نهی از منکر را آن گونه که هست‌، باید مهدی (عج‌) گونه نگریست و این امر تحقق نمی‌یابد مگر این که دیدگاه‌های سطحی و نامتناسب باحقیقت این فریضه الهی را رها سازیم و به تعابیر و تمثیل و تشبیه‌هایی که بر اثر فرهنگ و معارف اسلامی درباره جایگاه‌، اهمیت و نقش حیاتی و زیربنایی این اصل و قانون بزرگ آمده است ژرف نگری و تعمق روا داریم تا به سرچشمه زلال حقیقت رهنمون گردیم‌.
سند دیگری درباره اهمیت خاص فریضه و اصل امر به معروف و نهی از منکر ازحضرت امام محمّد باقر (ع) داریم که‌:
«وای به حال گروهی که با امر به معروف و نهی از منکر دین‌داری نمی‌کنند
در این روایت امر به معروف و نهی از منکر، مهم‌ترین نمود و جلوه دین‌داری محسوب گردیده است‌؛ یعنی کسانی را می‌توان دین باور و معتقد و عامل به دستورالعمل‌های دینی دانست که در عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر از تقیّدو تعهد لازم برخوردار باشند و به غفلت از کنار آن نگذرند و در کنش و رفتار اجتماعی آنان‌به وضوح‌، این اصل و قانون الهی ظهور و تجلّی یابد.
به دیگر سخن‌، ظهور دیانت را باید در کسانی به روشنی دید، که به این فریضه عمل کنند. زیرا آنان که به این وظیفه الهی عمل می‌نمایند، اوّلاً خود به آنچه می‌گویند،متّصف هستند و قبل از این که از ارزش‌ها نیکی‌ها و اعمال صالح سخن به میان آورند و دیگران را دعوت به انجام آن‌ها نمایند، خود عامل و فاعل هستند و از هر چه که نهی می‌کنند و باز می‌دارند، خود فاصله می‌گیرند و بدین ترتیب دین‌داری را به معنای دوری ازگفتار و کردار ناصواب و عملکردهای زشت و خلاف عقل‌، و پای‌بندی به واجبات ودستورالعمل‌های الهی در حرکات و سکنات خود به ظهور می‌رسانند.
ثانیاً، با توجه به نقش ویژه‌ای که جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در قوام دین و دین باوری دارد، آنان با عمل به چنین اصل و قانونی دین‌داری را تداوم می‌بخشند و با امر به معروف و نهی از منکر به طور عملی و عینی موجب گسترش تعالیم اسلام در جامعه می‌گردند. بنابراین‌، کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند، به زیباترین وجه دین‌داری می‌کنند و به وظیفه و تکلیف خویش در برابر حضرت حق به نیکی عمل می‌نمایند، و طبیعی است آنان که این تکلیف و مسئولیت را رها می‌کنند و از انجام دقیق و صحیح آن امتناع می‌ورزند، دین‌دار واقعی نیستند و نمی‌توان آنان را بندگانی شایسته ومقیّد و متعهد در برابر دین و دستورالعمل‌های دینی به شمار آورد.
اگر چه‌، سخن ائمه دین (ع) درباره نقش و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر بسیار فراوان است‌، و با توجه به آنچه از نظر گذشت‌، به نیکی به سخن حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را زمینه ساز عمل به دیگر تکالیف دینی می‌داند، و نیز به این حقیقت اشاره می‌کند که از برکت امر به معروف فرایض دشوار و احکام سنگین به بهانه دشواری و سنگینی از شانه نمی‌افتند، و در پرتو نهی ازمنکر، لذت‌های حرام و معاصی‌ِ شیرین‌، لذت و حلاوت نمی‌آفرینند و زشتی و قبح خود را پنهان نتوانند نمود، واقف و آشنا می‌گردیم و این قسمت از خطبه شریف پیشوای بزرگ شهادت را درباره نقش حیاتی امر به معروف و نهی از منکر در احیای دین و تداوم و استمرار ارزش‌های الهی و دستورهای قوانین اسلامی در جامعه‌، با بینش و بصیرت لازم در می‌یابیم‌.

امر به معروف و نهی از منکر فریاد بلند بیداری


اباعبدالله الحسین (ع)، پس از اشاره به فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و آثار مفید و سودمند آن برای جامعه انسانی‌، کسانی را که به علم و دانش و موعظه و خیرخواهی شهرت یافته‌اند و مسئولیت خطیر هدایت توده‌های مردم را به دوش می‌کشند،مورد خطاب قرار می‌دهد و وظیفه سنگین آنان را در اجرای فریضه امر به معروف و نهی ازمنکر گوش زد می‌نماید و از قصور و غفلتشان از بازداشتن حکام ستمگر بنی امیه که مردم محروم جامعه اسلامی را اسیر و مطیع هوا و هوس‌های خویش کرده‌اند، انتقاد می‌نماید:
«شما ای مردم دانشمند، ای شخصیت‌هایی که به علم شهرت گرفته‌اید و به خیرات و فضایل امتیاز یافته‌اید. شما ای مردم سخن‌گو که زبانتان به ادای نصایح و اندرزها آماده است‌. توان‌گران از شما بیم دارند، و تهی دستان به شما حرمت و احترام می‌گذارند. بر شما آشکار است که رجحانی بر دیگران ندارید. شما نیکو می‌دانید که در ساختمان بدنی هم‌چون مردم دیگر ساخته شده‌اید.
شما می‌دانید که نعمتی به کسی ارزانی نداشته‌اید تا مستوجب منت گردد، با وجود این‌، همه از شما بیم دارند و همه به شما احترام می‌گذارند. نیکو بنگرید، ببینید که مایه این همه اعتبار و احترام‌، مقام علمی و برتری فکری شماست‌؟
از شما بیم دارند، زیرا شما را پشتیبان حق‌ّ و نگهبان حقیقت می‌شمارند. به شما امید دارند که برضد تعدی ظلمه از جا برخیزید، و با دل و زبان از حق‌ّ و حقیقت دفاع کنید،و محرومان را به استحقاق خودشان برسانید. در آن‌جا که شما از ابزار حقایق زبان بربندید،قومی نابکار و ناسپاس خواهید بود. مقام قیادت و امامت را خوار داشته‌اید و حقوق ضعفا و تیره‌بختان را لگدمال کرده‌اید.
این درست است که به عقیده خود حق‌ّ خویشتن را به دست آورده‌اید، ولی این عقیده شما سخت نادرست و ضعیف باشد، زیرا حق‌ّ شما از آنچه به دستتان داده‌اند بسیار بزرگ‌تر و شریف‌تر است‌. حق‌ّ شما حق‌ّ مردم است‌. در آن هنگام حق‌ّ شما پرداخته می‌شود که حق‌ّ مردم پرداخته شود. در آن روزگار از نعمت امنیت و آزادی و سلامت و سعادت بهره‌ور باشید که جامعه نیز در سایه امر به معروف و نهی از منکر شما آزادی و سعادت و سلامت را به دست بیاورند.
شب و روز در محراب عبادت می‌ایستید و از خداوند، بهشت برین در جوار پیامبران و اولیای وی می‌خواهید، ولی من می‌ترسم به جای بهشت دوزخ و عذاب و عقاب نصیب شما گردد، و هم‌چنان که دست به دعا نشسته‌اید، صاعقه‌ای فرود آید و شما را یک باره خاکستر سازد.
شرف و کرامت شما در گرو آسایش و امنیّت بندگان خداست‌، هم اکنون می‌بینید که پیمان الهی را بشکسته‌اند، و روی از درگاه پروردگار برتافته‌اند و در عین حال قفل‌خموشی بردهان دارید. اگر عهد شما را بشکنند، جزع و فزع می‌آورید، و فریاد وا عهداه برمی‌بدارید اما در برابر شما، مواثیق پیغمبر اکرم (ص) را ناچیز می‌شمارند و دم از دهانتان بر نمی‌آید.
کورها، کرها، لال‌ها، زمین‌گیران‌، بیچارگان در شهر در تهی‌دستی و بینوایی به سر می‌برند. همه گرسنه و همه تشنه‌اند، اما شما با شکم سیر خود خشنود و خرسندید! دل شما خوش است که سیر و سیراب در پناه ظلمه آرمیده‌اید و آب و نان شما از برکت سهل‌انگاری‌ها و چاپلوسی‌ها و اهمال و استتاری که در امر به معروف و نهی از منکر به کار می‌برید، تأمین و تضمین شده است‌.
پروردگار متعال به شما فرمان داده که بی هول و هراس مردم را خواه امیر و خواه اسیر، خواه وضیع و خواه شریف‌، به معروف تشویق کنید و از منکر باز بدارید، ولی قدرت‌ارباب قدرت‌، و ثروت مردم دنیا پرست‌، کجا گذارد که لب بگشایید و حق بگویید.
قومی تیره بخت و سیه روزگار باشید که به نا حق بر مسند قیادت و امامت نشسته‌اید. نه از جای خود برمی‌خیزید تا آنان که شهامت و گذشت دارند، بر این مسندقرار بگیرند و حق‌ّ الهی را فرو بگذارند، و نه خویشتن تکلیف خود را ادا می‌کنید. مردمی پست و فرو مایه باشید، زیرا حق‌ّ را در زیر پای تحقیر و تدبیر واگذاشته‌اید و به حشمت و شوکت باطل پناه آورده‌اید.
شما سنن پیغمبر (ص) را ترک گفته‌اید، شما آداب مرضیه اولیای خدا را فراموش‌کرده‌اید.
آه‌! چه نیکو بود برای رضای خدا از دل‌خواه خود می‌گذشتید، و شهوات خود را در راه حق و حقیقت فدا می‌ساختید، در این هنگام با چشم سر می‌دیدید که اوامر الهی از نفس شما صادر می‌شود و به سوی شما باز می‌گردد.
نه از صولت ظالم می‌اندیشیدید، و نه به انعام و اکرامش چشم می‌دوختید، بدون بیم و امید به آنچه که بر عهده شماست‌، می‌پرداختید. ولی افسوس که بر سفره ناپاک ستمکاران زانو به زمین نهاده‌اید و طوق و حلقه بندگی و اطاعت آنان را برگردن گرفته‌اید.احکام الهی را به آنان واگذاشته‌اید تا هر چه مقتضای شهوت و غضبشان باشد، به کاربرند. زمام امور را به دست اشتباه کار گروهی شهوت پرست و فرومایه تسلیم داشته و خویشتن به گوشه امن و امان پناه برده‌اید

+ نوشته شده توسط حامد محمدی داور در و ساعت 13:41 |

زندگينامه

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در 1318 شمسی برابر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى‌گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود
امّا خانه اى را كه خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى كردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى كنند:
«منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يك خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفه اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و صميمی، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام كردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.


در حوزه علميه

ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز كرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان كتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى كرد. كتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور كم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، كتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.


 در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه اى كه از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع كرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شركت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نكرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.


 در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده كردند. در سال 1343، از مكاتباتى كه رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند كه يك چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند كه به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت كنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است كه ناشى از همان بّرى «نيكى» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب كردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند كه چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترك كردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد كه انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا كسى تصّور مى كرد كه در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، كه براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 كه در مشهد ماندگار شدند در كنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس كتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.


 مبارزات سياسى

آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميكه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار كننده اى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد كردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن كرد».


 همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريكا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شكنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه كردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 هـ.ق از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.


 دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383 هـ.ق - آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند.


 سوّمين و چهارمين بازداشت

كلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى كردند و يك سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.


 پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حركت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، كه به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواك در زندان آشكارا نشان مى داد كه دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به كانون هاى تفـّكر اسلامى به شدّت بيمناك است و نمى تواند بپذيرد كه فعاليّـت هاى فكرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به كنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و كلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا كرد».


 بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «كرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مى كشاند و با تفكّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى كپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تكثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد كه در دى ماه 1353 ساواك بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط كنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان كميته مشترك شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى كه ايشان در اين بازداشت تحمّل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
كه آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.


 در تبعيد

رژيم جنايتكار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاك پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.


 در آستانه پيروزى

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشكيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.


 پس از پيروزى

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها مى پردازيم:

٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خمينی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريكات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريكا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با كسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حكم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستى بود كه پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلكه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

 

+ نوشته شده توسط حامد محمدی داور در و ساعت 19:35 |

 

 

 

امر به معروف و نهی از منکر در کلام علی علیه السلام

 

الف: فضیلت امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف برتر از جهاد

حضرت علی علیه السلام اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر را در مقایسه با جهاد در راه خدا این گونه بیان می فرمایند: همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره در مقابل دریاست. همچنین امام علیه السلام در پاسخ به این شبهه که ممکن است بر اثر امر به معروف و نهی از منکر جان یا روزی کسی به خطر بیفتد می فرمایند:

امر به معروف و نهی از منکر نه اجل کسی را نزدیک می سازد و نه روزی او را کم می کند.

امر به معروف و نهی از منکر دو صفت الهی

حضرت علی علیه السلام در اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر، آن دو را اوصاف الهی می شمارند: امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات پسندیده خداوند سبحان است و این دو مرگ کسی را نزدیک نمی کنند و روزی را نمی کاهند.

امر به معروف برترین اعمال

علی علیه السلام در تبیین اهمیّت مسأله امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند:

«امر به معروف با فضلیت ترین اعمال بندگان خداست» و در جای دیگر می فرمایند: هدف نهایی دین امر به معروف و نهی از منکر و بر پاداشتن حدود الهی است.

امر به معروف و نهی از منکر، نوعی از جهاد

از علی علیه السلام درباره ایمان سؤال کردند، آن حضرت فرمودند: ایمان بر چهار ستون صبر، یقین، عدل و جهاد استوار است، حضرت در ادامه و در معرفی بیشتر جهاد اضافه می کنند: جهاد که از پایه های اصلی ایمان است خود بر چهارگونه انجام می گیرد که دو صورت آن امر به معروف و نهی از منکر است... هر که امر به معروف را به جای آورد، با مومنان همراهی کرده و آن ها را نیرومند ساخته است و هر که نهی از منکر کند در حقیقت بینی منافقان و افراد دو رو را به خاک مالیده است.

ب: تشویق به امر به معروف و نهی از منکر

در موارد بسیاری علی علیه السلام مردم را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق فرموده اند؛ به عنوان نمونه به چهار مورد اشاره می شود:

دستور به اجرای امر به معروف و نهی از منکر

حضرت درمناسبت ها و موقعیت های گوناگونی از افراد می خواهند که این دو تکلیف را به جای آورند. از جمله می فرمایند: عمل کننده به نیکی و بازدارنده از شرّ و بدی باش. نیز می فرمایند: امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر باش.

سبقت گیری در امر به معروف

مردم بیشتر در امور مادی نظیر کسب مقام و مال به رقابت می پردازند. علی بن ابیطالب علیه السلام به عنوان رهبری الهی که مسئولیّت نشان دادن راه های واقعی کمال را به عهده دارد راه صحیح سبقت گیری را این گونه بیان می کنند:

ای مردم اگربه ناچار می خواهید باهم رقابت کنید، پس چه بهتر که در برپایی حدود الهی و امر به معروف برهم پیشی گیرید و سعی کنید هر یک از شما بیشتر و بهتر از دیگری در این عرصه بکوشد.

اظهار رضایت از آمرین به معروف و ناهین از منکر

چون مردم مصر در مقابل ستم و فساد و تباهی ایستادگی کردند و از رهبران خود در خواست کردند که احکام الهی را رعایت کنند و از ستم خودداری کنند، این کار آن ها که مصداق کامل امر به معروف نهی از منکر، موجب خوشنودی علی علیه السلام شده بود. از این رو آن حضرت هنگامی که مالک اشتر را به عنوان استاندار مصر به آن سرزمین فرستادند، طیّ نامه ای که نوشتند از کار آن ها قدردانی کردند. حضرت در آن نامه فرمودند: این نامه از بنده خدا علی امیرالمؤمنین به سوی آن دسته از مردم مصر است که برای خدا به خشم آمدند، در آن هنگام که در زمین نافرمانی خدا می شد و حقّ خدا رعایت نمی شد و ستم در همه جا شایع بود و نه به معروف عمل می شد و نه از منکر و زشتی جلوگیری به عمل می آمد....

منع از ترک امر به معروف و نهی از منکر

شیوه دیگر از تشویق به رعایت تکلیف امر به معروف و نهی از منکر این است که گاه حضرت به جای امر مستقیم به اجرای این دو تکلیف از ترک این دو مهّم منع فرمودند و می گفتند: از پشت کردن به یکدیگر و ترک امر به معروف و نهی از منکر پرهیز کنید.

ج: ترک امر به معروف... و آثار آن

تسلط بدکاران نتیجه ترک امر به معروف و نهی از منکر

وقتی علی بن ابیطالب علیه السلام دربستر شهادت قرار گرفتند، به امام حسن و امام حسین علیه السلام سفارش های بسیاری درباره رعایت احکام و مقررات اسلامی و نحوه شرکت در فعالیت های اجتماعی کردند.از جمله مواردی که در آن سفارش ها به چشم می خورده توجّه به امر به معروف و نهی از منکر است: امام علیه السلام در قسمتی از این مطالب می فرمایند: از تشویق همدیگر به انجام کارهای شایسته و بازداشتن از ارتکاب کار زشت خودداری نکنید و بدانید که اگر این کار راترک کردید بدکاران بر شما مسلط می شوند. وقتی آن ها مسلط شدند هر اندازه دعا کنید دعای شما قبول نمی شود....

عذاب و لعنت و... نتیجه امر به معروف و...

در خطبه قاصعه علی علیه السلام هشدار می دهند و می فرمایند: خداوند سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نکرد مگر به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ یعنی افراد سفیه را که بی خردانه مرتکب گناه می شدند برای نافرمانی هایشان از رحمت خود دور ساخت و خردمندان و صاحبان اندیشه راهم به جهت ترک نهی از منکر دچار عذاب و لعن کرد.

از دست دادن نیروی تشخیص

از آثار بسیار خطرناک ترک امر به معروف و نهی از منکر آن است که قدرت تشخیص امور از انسان گرفته می شود. ابوجحیفة، از یاران مورد اعتماد علی علیه السلام می گوید: شنیدم که امیرالمومنین علیه السلام درباره امر به معروف و نهی از منکر می فرمودند: بر اثر دور ماندن از رحمت الهی اوّل چیزی که از آن محروم می شوید جهاد با دست است، سپس با زبان و بعد از آن جهاد با قلب هایتان است. آنگاه فرمودند:

کسی که حتی با قلبش به طرفداری از نیکی ها و مبارزه با منکرات برنخیزد، قلبش واژگون می شود یعنی توان تشخیص نیک و بد را از دست می دهد.

شکایت از تارکان امر به معروف و نهی از منکر

علی علیه السلام در ضمن خطبه ای دشمن ترین مردم را در نزد پروردگار عالم دو طایفه معرفی می کنند: دسته اوّل کسانی اند که به جهت نافرمانی خداوند، آن ها را به خودشان واگذاشته است. دسته دوّم گروهی اند که نادانی ها را در خودجمع کرده اند و افراد ناآگاه را گمراه می کنند.

آن حضرت در ادامه می فرمایند: به خدا شکایت می کنم از آن گروهی که با جهل و نادانی زندگی می کنند و در گمراهی می میرند. در نزد آن ها چیزی زشت تر از معروف و پسندیده تر از منکر نیست. اگر کتاب خدا را به صورت صحیح به آن ها ارائه کنید وقعی نمی نهند، ولی اگر در احکام خدا به گونه ای که با میل آن ها هماهنگ شود تحریفی انجام گیرد، آن را با اشتیاق می پذیرند.

ه : وضع امر به معروف و نهی از منکر در آخرالزمان

حضرت امیر علیه السلام در یکی از خطبه ها، ضمن اخبار از حوادث بعد از خود می فرمایند: بعد از من روزگاری خواهد آمد که چیزی در آن پنهان تر از حقّ و آشکارتر از باطل نخواهد بود. و در شهرها چیزی زشت تر از کار نیک و زیباتر از اعمال زشت و منکر نخواهد بود.

و: فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و آثار آن

برای امر به معروف و نهی از منکر حکمت های بسیار نقل شده است اما آنچه در برخی از سخنان علی علیه السلام آمده است چنین است:

امر به معروف و نهی از منکر، مایه اصلاح عوام

علی بن ابیطالب علیه السلام در مورد حکمت امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: خداوند متعال فرماندادن به کارهای پسندیده را برای اصلاح عوام و سوق دادن آن ها به راه رستگاری و سعادت واجب کرد. همینطور نهی از منکر و باز داشتن از کارهای ناپسند را واجب فرمود تا از کارهای ناشایست و ارتکاب معاصی کم خردان جلوگیری شود.

موجب سلامت دنیا و آخرت است

امر به معروف و نهی از منکر درفرهنگ اسلامی (برخلاف نظر اغلب مردم که گمان می کنند پایبندی به این دو تکلیف ممکن است به مصالح دنیوی فرد ضرر داشته باشد) از جمله عوامل حفظ سلامت دنیا و حتی آخرت انسان هاست. علی علیه السلام در این باره می فرمایند:

هر که در او سه چیز وجود داشته باشد دنیا و آخرتش سالم خواهد بود: اوّل این که امر به معروف کند و اگر کسی او را به معروف امر کرد آن را بپذیرد. دوّم این که از کارهای زشت نهی کند و خود نیز از مرتکب شدن منکران بپرهیزد.

پابرجایی شریعت و توانمندی مومنان

از علل تشریع امر به معروف برپایی دین ذکر شده است. حضرت امیر علیه السلام می فرمایند: استواری و برپایی دین نتیجه امر به معروف و نهی از منکر است. در جای دیگر می فرمایند: هر که امر به معروف کند، مومنان را تقویت کرده و پشت آن ها را محکم ساخته است و کسی که نهی از منکر کند بینی منافقان را به خاک مالیده است.

ز: مراتب امر به معروف و نهی از منکر

نهی از منکر به شکل های مختلف قابل اجراست و مراتب آن از جهت ثواب و ارزش با همدیگر متفاوتند. علی علیه السلام می فرمایند: گروهی از مردم با دست و زبان و قلب خود به مبارزه با منکرات می پردازند. این طایفه همه خصلت های نیک را در خود جمع کرده اند. گروهی تنها با زبان و قلب، و نه با دست، به مبارزه با منکر برمی خیزند که این طایفه به دو خصلت نیک تمسک جسته اند یکی را رها ساخته اند. گروهی دیگر تنها با قلب خود به مبارزه با منکر می پردازند و مبارزه با دست و زبان را وا می نهند. این گروه تنها به یک خصلت نیکو اکتفا کرده اند امّا دسته ای هم هستند که نه با زبان و نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نمی کنند. این ها در حقیقت مردگان زنده نمایند.

ح: ذم آمران بی عمل

در یکی از خطبه های نهج البلاغه علی علیه السلام مردم را نصیحت می کنند و به آن ها از ناپایداری دنیا سخن می گویند و سفارش می کنند که وظایف خود را به طور دقیق انجام دهند در قسمتی از آن می فرمایند:

لَعَنَ اللّه ُ الامرینَ بِالْمَعْروُف التارِکیِنَ لَهُ وَ النّاهیِنَ عَنِ الْمُنْکَر الْعامِلیِنْ بِهِ

خدا لعنت کند کسانی را که امر به معروف می کند، ولی خود به آن پایبند نیستند و نهی از منکر می کنند، ولی خود مرتکب آن می شوند.

این کار نشانه گمراهی

امام علی علیه السلام می فرمایند: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی بار دارد که خود آن را ترک نمی کند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد محمدی داور در و ساعت 15:0 |

به نام خدا

روش صحیح امر به معروف ونهی از منکر (انتقادگری صحیح) در خانواده واجتماع

 

یکی از عوامل موثر در روابط اجتماعی  انسانها   شیوه سوال کردن ،اعتراض کردن ، ایراد گرفتن و اظهار نارضایتی  از گفتار یا رفتار یکدیگر  است پدر یا مادری از فرزند خود فرزندی از والدین خود ، همسری از همسر خود، همکاری از همکار ؛ همسایه ایی از همسایه ، استادی از دانشجو ، قصد دارد  ایراد بگیرد یا اشکال گفتاری ورفتاری او را اصلاح کند، درظاهر این کار را ساده و عادی می دانند  در حالی که  انتقاد  یا امر ونهی کردن کار ساده و آسانی نیست   بلکه اکر قرار باشد  این امر ونهی و انتقاد؛ مفید وتاثیر گذار باشد کاری پیچیده و مستلزم مهارت انتقادگری است ،توانایی بر این کار نیازمند مهارت خاصی است که بتوانیم فرد را بدون آنکه ناراحت شود متوجه اشتباهش نماییم.  در غیر این صورت انتقاد گری سسب   آزرده گی  و عدم تاثیر گذاری  می­شود و  از ترس اینکه طرف مقابل ازرده شود از انتقاد کردن وحتی امربه معروف و نهی از منکر صرف نظر  می­شود  در حالیکه پیشرفت هر انسانی در سایه نقد شدن ونقد کردن و بقا و ثبات زندگی اجتماعی با امر به معروف و نهی از منکر است.

 در چنین وضعیتی اطلاع و آگاهی از شیوه های انتقاد گری و ایراد گرفتن ضروری به نظر می آید زیرا در بسیاری از موارد ناآگاهی از این شیوه ها باعث سوء تفاهم ودر نهایت منجر به بحث وجدل بیهوده، نارضایتی و کینه ونفرت  وعدم تاثیر گذاری امر ونهی و انتقاد گری می شود

تعریف انتقاد

 کلمه انتقاد از ریشه نقد کردن و در فارسی معادل آشکار و پدیدار کردن است.در اصطلاح این کلمه چندین کاربرد دارد.معنای مشهور و متداول آن در بین عامه مردم ایراد و اشکال گرفتن به گفتار و رفتار دیگران مردم  معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي  به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خودداري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد « معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت:  «انتقاد اظهارنظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است. در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

 

اما در معنای علمی انتقاد ،یعنی آشکار کردن و بازگو کردن زوایا و نکات مهم در یک سخن یا نوشتار یا رفتار .به تعبیر دیگر  انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

 

 آنچه که معمولاً ازکلمه  انتقاد کردن رایج است،بیشتر به معنای نقاط ضعف و عیب یک موضوع را بیان کردن است.به طور کلی نویسندگان و اهل قلم  نقد و انتقاد را به سه صورت تعبیر کرده اند :

 

١- بیان نقاط قوت ،خوب وزیبای یک موضوع و نپرداختن به اشکالات و معایب آن

 

٢- بیان نقاط ضعف ، بد و زشت یک موضوع بدون پرداختن به محاسن و جنبه های مثبت آن

 

٣- بیان نقاط قوت و ضعف یک موضوع به قصد اصلاح اشکالات و معایب آن

 

مهمترین مسأله در نقد و انتقاد اصلاح کردن است و انتقاد زمانی ارزش دارد که بوسیله آن بتوانیم  گفتار و رفتار کسی را اصلاح کنیم.

خاصیت انتقاد

انتقاد شنیدن ذاتاً تلخ و گزنده است و مانند داروی تلخی است که به مذاق شخص ناگوار و از طرف دیگر لازم و ضروری است. از زاویه دیگر انتقاد کردن آسان و انتقاد شنیدن سخت است، ولی اگر دقت کنیم انتقاد صحیح کردن نیز سخت است و نیاز به مهارتهای خاصی دارد که اگر افراد این مهارتها را ندانند، عملاً انتقاد آنها نه تنها اثر سازنده ندارد ،بلکه باعث موضع گرفتن ،کینه  و دشمنی بین افراد می شود.

 

بخش زیادی از کدورت ها و نارضایتی بین افراد خانواده ، دوستان ، همکاران وهمسایگان ناشی از ایراد وانتقادی است که از یکدیگر می گیرند،در حالی که اگر افراد شیوه درست انتقاد و ایراد گرفتن را بدانند، این کدورت ها و دشمنی ها بوجود نمی آید.

 

اگر بپذیریم شنیدن انتقاد مانند خوردن داروی تلخ است، آنگاه باید همان کاری را کرد که داروسازان می کنند، داروسازان داروهای تلخ را در لایه ای از مواد شیرین قرار می دهند تا تلخی آن کمتر در کام بیمار ریخته شده و اثرگذارشود.

 

آداب وشرایط  انتقادگری صحیح

 

 یک انتقاد صحیح بایستی شرایط زیر را داشته باشد تا بتواند ضمن آنکه تأثیر گذار است، سبب ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل  هم نشود :

1- قبل از اعتراض و انتقاد کردن،‌ اول مطمئن شوید که آنچه را که می‌خواهید مورد انتقاد قرار بدهید، واقعا غلط بوده و  شما درست ارزیابی کرده اید وصرفا برداشت شما نیست در زندگی روز مره  قضاوت های عجولانه و تفسیر های نادرستی از گفتار ورفتار  دیگران  سبب انتقاد گری وامر ونهی بی دلیل از افراد می شود .

 2- یقین پیدا کنید خطا کار اصرار بر خطای خود دارد

3- با پیشداوری  انتقاد نکنید

4- در اولین بار خطای خاطا کار  ؛ خود را به تغافل ،ندیدن و نشنیدن بزنید وتظاهر کنید که متوجه خطای اونشده اید

5- خطا را در دومین مرتبه گوشزد کنید اما ببخشید

6- اگر خطاکار برای بار سوم خطا را تکرار  کرد با رعایت نکات زیر  در اصلاح رفتا ر او سعی وتلاش کنید .

7- یک بار عملکرد خود را ارزیابی کنید کدام کار یا نقط ضعف شما باعث جسور شدن خطا کار برای تکرار خطایش شده آن را بر طرف کنید

 اگر معلوم شد عملکرد شما  اشکالی نارد  مراحل زیر را با دقت اجرا کنید

8- در جمع انتقاد نکنید

انتقاد از یک نفر در میان جمع، معمولا به ایجاد حس حقارت ـ و دست کم‌ حس شرمندگی ـ در فردی منجر می‌شود که از او انتقاد می‌کنید. چنین انتقادهایی در بیشتر مواقع موجب رنجش خاطر می‌شوند و نتیجه مطلوبی در پی ندارند. اما انتقادهایی که در خلوت انجام می‌شوند، گویای حسن نیت انتقاد کننده‌اند و بار سازندگی‌شان بیشتر است.

9- درزمان مناسب انتقاد کنید

 

شاید بهترین موقع برای انتقاد کردن، مدت کوتاهی پس از ارتکاب همان عملی باشد که می‌خواهید از آن انتقاد کنید. البته تا آنجا که در توان‌تان هست باید سعی کنید زمینه را برای یک گفتگوی خصوصی در خلوت و بحث بی‌طرف با فرد انتقاد شونده فراهم کنید.

اگر لحن و کلماتی که برای انتقاد کردن انتخاب می‌کنید، نامناسب باشد طرف مقابل‌تان حس می‌کند که شما می‌خواهید او را زمین بزنید

 

 

10-   قبل از انتقاد کردن و بیان اشکالات گفتار و رفتار طرف مقابل ، ابتدا مختصری از محاسن ، خوبیها و توانمندیهای او سخن بگوئید، این کار باعث می شود فرد احساس کند شما دوست او هستیدو دشمنی ندارید.ودر نتیجه حاضر به شنیدن سخن شما خواهد بود .

 هر آدمی دوست دارد که نقاط مثبتش دیده شود و مورد تحسین قرار بگیرد. به همین دلیل، بهتر است پیش از شروع کردن به انتقاد و تذکر دادن نقاط ضعف، از یک یا چند نقطه قوت در فرد انتقاد شونده یاد کنید و پس از اشاره به این ویژگی‌های مثبت، بگویید که در او یک نقطه ضعف هم می‌بینید که اگر بهبود پیدا کند نقاط مثبتش را پررنگ‌تر خواهد کرد. در پایان انتقاد هم دوباره به خوبی‌های او اشاره‌ای کنید تا حس مثبت‌اش، او را به تغییر و بازسازی آن نقطه ضعف، ترغیب کند.

 

11- مختصری از زمان هایی که خودتان خطا یا اشتباهی کرده اید سخن بگوئید تا طرف مقابل احساس نکند قصد شما از انتقاد کردن اثبات برتری خود و ضعف طرف مقابل است.سخن گفتن از اشتباهات خود زمینه پذیرش را در طرف مقابل ایجاد می کند.

 

12. وقتی می خواهید خطا و اشکال طرف مقابل را بگوئید دقت کنید، خطا و اشتباه را بطور مستقیم بازگو نکنید، بلکه این کار را غیر مستقیم انجام دهید.مثلاً بصورت سؤال مطرح کنیم که آیا از نظر شما این سخن یا عمل چگونه است، خوب یا بد؟

 

13-موضوعی را که می خواهید از آن انتقاد کنیم تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

اگر در طرف مقابل‌تان رفتارهای زیادی وجود دارد که مورد انتقاد شماست، بهتر است هر دفعه‌ای که می‌خواهید از او انتقاد کنید، بیشتر از یک مورد را برای مطرح کردن انتخاب نکنید.

 

14- دقیقا بگویید که مشخصا کدام قسمت از رفتار یا گفتار طرف مقابل‌تان مورد انتقاد شماست و انتظارش را نداشته‌اید. منظورتان را البته در لفافه هم می توانید بفهمانید اما اگر این کار را به دقت انجام ندهید، ممکن است تمام تلاش‌تان به باد برود. در پایان انتقاد باید مطمئن شوید که طرف مقابل‌تان دقیقا فهمیده است دلیل و انگیزه اصلی انتقاد شما از او چیست. این نکته مهمی است

 

15- اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد

 

16- مستقیم دستور ندهید و برای اصلاح سخن یا رفتار مورد نقد به صورت دستوری تحکم  نکنید ، بلکه سخن یا رفتار درست را پیشنهاد بدهید.

 

17- خیلی دقت کنید هنگام انتقاد کردن و ایراد گرفتن ، موضوع و سخن معیوب را مورد انتقاد قرار دهید و از بد بودن آن سخن بگوئید و هیچگاه صفت بد یا زشت یا غلط را به شخصیت خود فرد نسبت ندهید ، در واقع کار بد وناشایست را سرزنش کنید نه شخصیت خود فرد را.

 

18- واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

19- هنگام انتقاد کردن از مقایسه کردن بپرهیزید

اگر مزایای رفتاری و گفتاری یک نفر دیگر را به رخ طرف مقابل‌تان بکشید، معمولا تاثیر انتقادتان معکوس می‌شود. از هر گونه مقایسه‌ای که به تحقیر فرد انتقاد شونده منجر می‌شود، پرهیز کنید. این کار، سازندگی انتقادتان را مخدوش می‌کند اما مقایسه‌هایی که طرف مقابل‌تان در آنها دست بالا را خواهد داشت، مطلوب‌اند و حسن نیت شما را به فرد انتقادشونده منتقل می‌کنند.

20- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است انتقاد در مورد مسائل غیر قابل تغییر بی تاثیر است، بنابراین اگر می‌دانید تاثیر ندارد انتقاد لازم نیست.

21- حساس باشید که هنگام انتقاد کردن هدف خود را گم نکنید هدف تأثیر گذاری و اصلاح کردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني یا بحث و جدل بیهوده تبديل نكنيد، ، در این مسیر ممکن است طرف مقابل با ابراز نارضایتی و توجیه کردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل  بکشد و در این جریان هدف اصلی فراموش شود و گفتگو به مسیر غلط کشیده شود.در اینجاست که شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند

 

22- اطمینان حاصل کنید که شخص خطاکار اصرار بر ادامه کار خطا ی خود دارد، پس اگر معلوم شود، یا احتمال صحیح بدهید  که خطاکار بنای ترک خطا را دارد و دوباره تکرار نمی‌کند، یا موفق به تکرار نمی‌شود،انتقاد ضروری نیست

 

23- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه ای مورد انتقاد قرار دهیم که آن را قابل اصلاح وجبران  نشان دهیم ، افراط در انتقاد کردن می تواند به جایی برسد که همه راهها را برای جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد وفرد مرتکب خطا از اصلاح خطای خود ناامید ومایوس شود .

 

24- برای متقاعد کردن خطا کار بودن طرف مقابل یا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداری کنید،

از کلماتی مثل «همیشه» و «هرگز» برای توصیف رفتارهای منفی دیگران استفاده نکنید. مثلا نگویید: «تو همیشه با صدای بلند می‌خندی» یا «تو هیچ‌وقت به حرف من دقت نمی‌کنی» و... این کلمات، شخصیت آدم‌ها را به لاک دفاعی فرو می‌برد و این حس به آنها دست می‌دهد که شما متمرکز شده‌اید روی نقاط ضعف‌شان و چشم‌تان را به نقاط قوت‌شان بسته‌اید. «بعضی اوقات» و «معمولا» و امثالهم خیلی موثرترند از «همیشه» و «هرگز» و امثالهم زیرا تأثیر گذاری انتقاد را به صفر می رساند.

 

25- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي دانم که به من اين اجازه را مي دهيد که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد

گاهی اوقات برای کاستن از تلخی انتقاد افراد شوخی را با انتقاد مخلوط می کنند،این کار باعث بی تاثیری انتقاد می شود

اگر چه شاید بامزه به نظر برسد که به هنگام انتقاد کردن از این و آن، حرف‌های‌تان را با شوخی مخلوط کنید اما بیشتر آدم‌ها آن را این طور تعبیر می‌کنند که دارید آنها را مسخره می‌کنید و در چنین شرایطی هم طبیعتا دیگر نمی‌شود به انتقادتان بگویید انتقاد سازنده

26- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد

27- ویران نکنید، بسازید

«من مطمئنم که تو خیلی بهتر از اینها می‌توانی انجام وظیفه کنی چون... من مطمئنم که می‌توانم توی این قضیه روی تو حساب کنم چون. . .» گفتن چنین جملاتی باعث می‌شود اعتماد به نفس طرف مقابل‌تان افزایش پیدا کند و حس کند که شما دلتان می‌خواهد او از وضعیتی که دارد به وضعیت بهتری دست پیدا کند اما اگر لحن و کلماتی که برای انتقاد کردن انتخاب می‌کنید، نامناسب باشد طرف مقابل‌تان حس می‌کند که شما می‌خواهید او را زمین بزنید و به این ترتیب، تاثیر حرف‌ها و انتقادات‌تان به حداقل می‌رسد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد محمدی داور در و ساعت 14:55 |


Powered By
BLOGFA.COM